یادداشت زیر در پی واکنش به هتاکی و بی حرمتی به همکار عزیزمان، بانوی حقوقدان، سرکار خانم شهیندخت مولاوردی معاون امور زنان ریاست جمهوری و با ملاحظه دلایل امنیتی! و آینده نگری مستتر! و جهت ثبت در تاریخ این وبلاگ به نقل از روزنامه آفتاب یزد  درج می گردد:

"هو الصبور

روز دوشنبه در بین اخبار، کامنتها و پستهای متعددی که درفضای مجازی نشر یافت لینکی با محتوای شنیع و حیرت آور متعلق به یک نشریه مهجور و بایکوت شده مردمی در رابطه با معاون امور زنان و خانواده ریاست جمهوری منتشر شد که ضمن تحیر و تاسف همگانی، موجی از تقبیح و تعذرهای مردمی را بهمراه داشت. در رابطه با مطلب منتشر شده در این نشریه سه رقم تیراژی! جویای خواننده، مطالبی چند ذکر می گردد:
1- نام نشریه تداعی گر شجاعت، شهامت و غیرت مسلمانی و حمایت از حق و آزادی است. نشریه ای
که نام مبارک امام حسین(ع) را برگزیده و داعیه دار خونخواهی این امام آزاده می باشد مسلما
مطالب، مقالات و نوشته هایش باید زیبنده نام والایی باشد که یدک می کشد چرا که علاوه بر رسالت فرهنگی و مطبوعاتیش، نامی مبارک و دارای حرمت را آذین بخش اسم و عنوان خود کرده است پس باید بتواند نقشی هر چند کوچک در بیان و تصویر سازی اهداف و آرمانهای این امام داشته باشد. خواننده این نشریه باید هر آنچه می خواند همه سرشار از زیبایی، آزادگی، عزت و پاسداشت مقام و حرمت انسانی باشد و این نشریه و نویسندگان آن مسلما و محققا باید مروج فرهنگ، سلوک و ذات رحمانی و انسانی اسلام باشد. سوالم از عوامل نشریه مزبور این است که تا چه حد به این رسالت خود واقف هستند و تا چه حد حرمت عنوان انتخابی را حافظ می باشند؟
2- خشم و عقده مصور این نوشته بر هر خواننده‌ای مسلم و محقق است که تمایلات و نفسانیات شخصی در کنه و پس پرده این نوشته است نه دلسوزی برای اسلام، نظام، انقلاب و حتی زنان.
3- الفاظ و عبارات بکار رفته در این یادداشت مطابق قوانین موضوعه کشور عنوان مجرمانه داشته و طبیعتا در صورت پیگیری، مجازاتهای مقرر شامل حال مسببین و نویسندگان خواهد نمود.
4- هجویاتی که مصداق بارز اشاعه منکر است؛ تا به حدی شنیع و دور از انتظار بود که سایتها و خبرگزاریها با عذر خواهی از خوانندگان خود بخش‌هایی از این منکر را منتشر نموده اند.
5- اینک که کشورمان در مرحله حساس انتخابات می باشد و بر هر ایرانی متعهدی - خاصه اصحاب رسانه- فرض است که این شرایط را درک و سعی در حفظ آرامش و ثبات کشور داشته باشند و از سویی دیگر با توجه به فضای سیاسی و اجتماعی مطلوب فراهم شده در پرتو قانون اساسی، برای اولین زنان ایرانی با ثبت نام گسترده خود در انتخابات قدم در راه مشارکت فعال سیاسی نهاده اند، خشم این نشریه و واکنشی چنان هتاکانه نشان از چه اندیشه سوء و نفاق پنهان می تواند داشته باشد؟
6- شاید این اقدام ناشیانه و غیر قانونی نشریه مزبور تلاشی است برای ماندن و بها یافتن. شاید با این مرقومه های هتاکانه سعی در جلب مخاطب و افزایش خوانندگانی دارند که حتی سال به سال هم نظری به این نشریه نمی اندازند. بهر حال غریق برای نجات خود به هر چیزی چنگ خواهد زد
ولو آن چیز هوا باشد یا افترا به یک انسان که بر حسب قضا معاون رئیس جمهور هم بوده و شخصیتی حقوقی دارد.
7- نشریه فوق در جوابیه ی سراسر کذب اشاره به گفتگوی مورخ 4/7/93 خانم مولاوردی با خبرنگاران کرده است، نمی دانم «زن ... » را از کجا و چگونه از صحبت‌های ایشان کشف نموده است. مگر اینکه قائل بر این باشیم که در اذهان این کشفیات آنها هرآنچه از زن تصویر و تداعی می‌شود ...
است ولاغیر و اینان حجاب را بر زن فرض می دارند تا ذهنها و قلبهای بیمارشان اندکی تسلی یافته و آرام بماند."



????? ?? ????? یکشنبه ۱۳۹۴/۱۰/۱۳ ???? مریم سيدحاتمی
 روزنامه ایران مورخ 6 دی 1394

"بعد از 65 سال زندگی مشترک آمده‌ام به همسرم صلح کنم

معمولاً آقایانی بخصوص در سنین بالا به دفترخانه مراجعه و بیان می‌کنند که از آینده همسر خود نگران هستند و با توجه به اینکه در صورت فوت آنها همسرشان فقط یک هشتم اموال را به ارث می‌برد، لذا از بابت آینده مالی و بخصوص محل سکونت وی نگرانی دارند و اعلام می‌کنند که نمی‌خواهند همسرشان وابسته به فرزندان باشد و از سویی برخی نیز مطرح می‌کنند که تمایل دارند فقط همسرشان اموال آنها – بخصوص املاک- را به ارث برد و سایرین بعد از فوت وی حقی براموال وی نداشته باشند

از پله‌های دفترخانه به سختی بالا می‌آید؛ 75 سال سن دارد و به محض ورود، بعد از یک نفس عمیق عصایش را محکم می‌گیرد و بریده بریده می‌پرسد: «سردفتر را می‌خواهم. می‌شود با ایشان حرف بزنم؟» می‌گوید می‌خواهد با او مشورت خصوصی داشته باشد. «ابراهیم. ن» به دفترخانه آمده است تا «صلح محاباتی» با همسرش را ثبت کند. داستان زندگی ابراهیم و گلی، همسر او از این کار ابراهیم، جذاب‌تر و خواندنی‌تر است.

 فقط سردفتر، مسأله خصوصی است!
دفترخانه‌ای که ابراهیم به آن مراجعه کرده‌بود، چند کارمند داشت و همه همکاران و کارمندان دفتر، سعی داشتند او را راهنمایی کنند، اما ابراهیم تنها یک پاسخ داشت: «می‌خواهم راجع به یک مسأله خانوادگی صحبت کنم و می‌خواهم سردفتر را ببینم.»
مریم سیدحاتمی، سردفتر آنجا است. او به «ایران بانو» از زمانی می‌گوید که ابراهیم برای درمیان گذاشتن «مسأله خانوادگی»، نزد او رفت و بعد از اینکه مطمئن شد کسی صدایش را نمی‌شنود، موضوعی را بازگو کرد: آقای ابراهیم.ن، بعد از اینکه وارد اتاق شد، سریع در را بست و قبل از اینکه بنشیند، همان‌طور که عصایش را محکم به دست گرفته بود، تأکید کرد موضوع من محرمانه است. علت این محرمانه بودن را بعد از تعریف داستان می‌گویم. ابراهیم، 2فرزند داشت که پسرش معتاد شده و دخترش در کانادا زندگی می‌کند. نوه‌ای هم ندارد. پسرش مدت‌هاست از همسرش جدا شده است و روز و شب در حال مصرف مواد مخدر است. پدر می‌گفت پسرش از همان‌هایی بود که ابتدا تفننی مواد می‌زد، اما بعد از مدتی تمام فکر و ذهنش شد مخدر و مخدر. حالا صبح‌ها بیدار می‌شود، چای می‌خورد، مصرف می‌کند و تا آخر شب خمار است. فرزند دیگر ابراهیم و همسرش، سارا، 20 سالی می‌شود که در کانادا زندگی می‌کند و در طول این 20 سال، تنها دو بار به ایران آمده است. سارا شاید ماهی یک بار به پدر و مادر پیرش زنگ بزند و احوالی از آنها بپرسد. ابراهیم با حسرت زیادی از دخترش یاد می‌کرد، انگار که ته دلش راضی به این نارضایتی نبود و نیست. اما گله دارد از سارایی که برای به دنیا آمدنش، نذر و نیاز زیادی کرده بودند و حالا در خلال تماس‌های ماهی یک بارش، بارها به پدرش فشار آورده است که وکالت اموالش را بگیرد.



????? ????...
????? ?? ????? جمعه ۱۳۹۴/۱۰/۱۱ ???? مریم سيدحاتمی

با توجه مشکلات پیش آمده برای خانم نیلوفر اردلان کاپیتان تیم ملی فوتسال بانوان و محرومیت وی در خروج از کشور به دلیل مخالفت همسرش که منجر به کنار گذاشته شدن این ورزشکار ملی از تیم گردید، یادداشتی حقوقی به قلم نویسنده وبلاگ در روزنامه قانون منشر شده که امید است متولیان امر و دست اندرکاران مربوط پاسخی اقناع کننده به این پرسشها اعلام نمایند.

 

 



????? ????...
????? ?? ????? یکشنبه ۱۳۹۴/۰۷/۰۵ ???? مریم سيدحاتمی

در پی ابلاغ بخشنامه ریس قوه قضاییه در خصوص یکنواخت سازی در اخذ هزینه دادرسی مطلب ذیل توسط نویسنده وبلاگ، در خبرگزاری تحلیلی ایران به آدرس ذیل منتشر شده است.

خبرآنلاین

در پی ابلاغ بخشنامه یکنواخت سازی در اخذ هزینه دادرسی و با عنایت به بند ه بخشنامه مزبور که بیان می دارد "مبنای محاسبه هزینه دادرسی در مورد سکه طلا و ارز، مبلغ واقعی حسب اعلام بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران می باشد." سوالاتی چند به ذهن متبادر می شود:



????? ????...
????? ?? ????? دوشنبه ۱۳۹۴/۰۶/۳۰ ???? مریم سيدحاتمی